RSS

بایگانی دسته‌ها: جهان عرب

سپاه در لبنان زیر چتر هویت دیپلماتیک

سیزدهم فوریه، خودرویی که از دمشق عازم بیروت بود هدف کمینی قرار گرفت که در نتیجه آن سه سرنشین خودرو کشته شدند. نزدیک شب،‌ برخی سایت‌های نزدیک به سپاه پاسداران اعلام کردند که «سردار سرتیپ حسن شاطری» مسئول ستاد بازسازی لبنان در این حمله جان باخته است و قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس،‌ شخصا به منزل وی رفته و به خانواده‌اش تسلیت گفته است.

تا اینجا مشکل خاصی در موضوع وجود ندارد. کشورهای آشوب‌زده عموما محل رفت و آمد غریبه‌هایی می‌شود که اهداف خاص خود را دارند و از فضای موجود به سود منافع یک گروه یا کشور استفاده می‌کنند.

نزدیک نیمه‌شب، سفارت ایران در بیروت طی بیانیه‌ای اعلام می‌کند که «مهندس حسام خوش‌نویس» مسئول ستاد بازسازی لبنان وقتی از دمشق به سمت بیروت در حال حرکت بوده، توسط عوامل رژیم صهیونیستی ترور شده است. تناقض دقیقا اینجاست که خود را نشان می‌دهد.

M3N4NET-105033-1

حسام خوش‌نویس کیست؟

چند ماه پس از خاتمه جنگ 33 روزه در سال 2006 میان حزب‌الله لبنان و اسراییل؛ حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله اعلام کرد که ویرانه‌های به جا مانده از جنگ را با «اموال حلال» بازسازی خواهد کرد. این سخن نصرالله در پاسخ به تلاش‌های بی‌وقفه فواد سنیوره نخست‌وزیر وقت لبنان ایراد شد که مشغول جمع‌آوری کمک‌های مالی از کشورهای عربی و غربی برای بازسازی لبنان بود.

حسام خوش‌نویس با عنوان رسمی «فرستاده ویژه رییس‌جمهور ایران برای پیگیری وضعیت بازسازی لبنان» وارد این کشور شده و طبق پروتکل از طرف سفارت به دولت لبنان معرفی شد.

خوش‌نویس همان اوایل ورودش در دفتر جهاد سازندگی ایران در بیروت که چند ماه قبل منحل و به حزب‌الله لبنان واگذار شده بود، مستقر شده و کار خود را مستقل از سفارت شروع کرد. پول‌های هنگفتی از طرف ایران به شکل نقد وارد لبنان شده و بین خسارت‌دیدگان توزیع شد.

سنیوره طی سخنانی از ایران شکایت کرد که با وارد کردن مقادیر زیادی دلار، چرخه پول در لبنان را به هم ریخته و مثال آورد که تمامی کشورهای خارجی، کمک‌های مالی خود را از طریق بانک مرکزی لبنان در اختیار این کشور قرار می‌دهند.

خوش‌نویس اما در تمام این مدت به کار خود در لبنان ادامه داده و رابطه مناسبی نیز با رسانه‌ها برقرار کرد؛ امری که باب طبع سفارت نبوده و محمدرضا شیبانی سفیر وقت ایران در لبنان را مجبور کرد تا بارها با خوش‌نویس درگیر شده و خواستار این شود که وی بدون هماهنگی با سفارت هیچ اقدامی انجام ندهد. طبیعتا قدرت و حضور سپاه در لبنان و نوع فعالیت خوش‌نویس مانع از چنین هماهنگی می‌شد؛ قدرت و حضوری که همواره به شکل رسمی پنهان و تکذیب می‌شد.

سپاه در لبنان

در اوایل دهه هشتاد میلادی و در بحبوحه جنگ داخلی لبنان، ایران به صرافت افتاد تا انقلاب خودا به این کشور صادر کند. تلاش‌های ایران برای جذب جنبش امل به عنوان تنها حزب و جنبش شیعی در این کشور به سمت خود ناکام ماند و نبیه بری رییس این جنبش، عملا به سوریه وابستگی داشته و زیر بار پذیرش قواعد وابستگی به ایران ولایت فقیه نرفت.

به همین دلیل نیروهای سپاه در ابتدا تحت عنوان نبرد با ارتش اسراییل از طریق سوریه وارد لبنان شدند و در قدم بعدی با جذب نیروهایی از جنبش امل (که حسن نصرالله نیز جزو آنها بود) حزب‌الله را تاسیس کرد. حضور نیروهای نظامی سپاه با اعتراض دولت لبنان مواجه شده و بعدتر ایران اعلام کرد که این نیروها رسما از لبنان خارج شده‌اند؛ موضوعی که هیچوقت به اجرا در نیامد و علیرغم خروج برخی از این نیروها؛ سپاه کماکان پایگاه‌های نظامی خود در دره بقاع واقع در شرق لبنان را تاکنون حفظ کرده است.

این نیروها در هماهنگی کامل با حزب‌الله لبنان هستند و هر از گاهی که وضعیت این کشور بحرانی می‌شود؛ بلافاصله به سود منافع جمهوری اسلامی وارد عمل می‌شوند. از آن جمله سپاه نقش بسیار مهمی در ارسال تسلیحات به حزب‌الله در جریان جنگ 2006 ایفا کرده و نیروهایی را در اردوگاه‌های فلسطینی لبنان نیز تحت سلطه خود دارند.

در این بین، حسام خوش‌نویس که در لبنان به عنوان یک دیپلمات و فرستاده رییس‌جمهور حضور داشت؛ کماکان مشغول فعالیت بود و هیچ سخنی از عضویت وی در سپاه پاسداران به میان نیامده بود.

احمد متوسلیان، سپاهی معروف دیگری در لبنان

در همان ابتدای دهه هشتاد میلادی، احمد متوسلیان از سرداران وقت سپاه مشغول سازماندهی ابتدایی نیروهای حزب‌الله بود. وی در سال 1982 به همراه یک عکاس، یک راننده و کاردار وقت سفارت ایران در لبنان از دمشق عازم بیروت شده و در منطقه برباره واقع در شمال این کشور، ربوده شد و سرنوشت این چهار تن نیز هرگز روشن نشد. گروهی معتقد هستند که این چهار نفر همان روزهای نخست، توسط شبه‌نظامی فالانژ به قتل رسیدند. روایت رسمی ایران و حزب‌الله اما این است که این چهار تن به اسراییل تحویل داده شده و در زندان‌های این کشور بسر می‌برند.

نکته‌ای که در این میان جلوه می‌یابد، تلاش مداوم ایران برای معرفی این چهار تن به عنوان «چهار دیپلمات» است. در تمامی این سال‌ها درگیری پنهانی میان سفارت ایران با گروه‌های دانشجویی و جوانان وابسته به سپاه وجود داشته؛ بطوریکه وزارت امور خارجه از هرگونه فعالیت این گروه‌ها در راستای گرامی‌داشت یاد احمد متوسلیان خودداری کرده و معرفی وی به عنوان یک سپاهی را مغایر با ادعاهای خود می‌داند.

رسوایی جدید

اکنون و پس از ترور حسام خوش‌نویس، شتابزدگی در صدور بیانیه‌ها و خبرها توسط سایت‌های نزدیک به سپاه پاسداران عملا بار دیگر این بحران را می‌تواند علنی کند که نیروهای سپاه برخلاف عرف و موازین بین‌المللی و دقیقا در مغایرت با تمامی ادعاهای این سال‌های ایران در لبنان و سوریه حضور داشته و مشغول فعالیت هستند.

خبرگزاری‌های داخلی، عکس‌هایی از حسام خوش‌نویس را منتشر کرده (+ و +) و زیر هر کدام از عکس‌ها وی را «شهید حسن شاطری» خوانده است. در بیانیه سفارت اما، کماکان حسام خوش‌نویس است که مسئول ستاد بازسازی لبنان معرفی شده؛ اما عکس‌ها متعلق به یک نفر هستند.

به این ترتیب ایران به سادگی خود را در معرض این اتهام انکارناپذیر قرار داده که در یک دروغ دولتی در سطح بین‌المللی افرادی از سپاه را با اسامی جعلی و پاسپورت‌های سیاسی به لبنان و سوریه گسیل می‌دارد.

وضعیت خاص حاکم بر سوریه، عملا ایران را در این موقعیت قرار داده که با استفاده از شرایط؛ تجربه تاسیس حزب‌الله در لبنان را این بار در سوریه تکرار کرده و اجازه ندهد هرگز آرامش در این کشور برقرار شود.

Advertisements
 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 2013/02/19 در جهان عرب

 

برچسب‌ها: , , , ,

سوریه؛ هیمنه‌ای بر باد رفته

elassad

آخرین بار که وارد خاک سوریه شدم، سال 86 بود. از مرز لبنان با ماشین وارد سوریه شدیم و خودروی پژوی سفید رنگی که مشخصه سازمان اطلاعات سوریه بود از همان مرز سایه به سایه به دنبالمان بود تا وقتی که دو روز بعد به لبنان بازگشتیم. برای هر کسی که در لبنان زندگی کرده باشد، سوریه و نیروهای اطلاعاتی‌اش مفهوم خاصی دارند. این نیروها سالیان دراز بر تمام لبنان حکومت کردند و حتی گفته می‌شد که در تعیین مدیر یک مدرسه در روستایی دور افتاده در لبنان نیز اعمال نظر می‌کنند. همه چیز از دریچه‌ی تنگ نگاه امنیتی سنجیده می‌شد و خاک سوریه، جایی خارج از قانون و عرف بین‌المللی بود. بارها اتفاق افتاد که دوستانی از لبنان به سوریه رفتند و ماه‌ها ناپدید شدند و در برگشت توضیح می‌دادند که صرفا به دلیل شباهت اسمی به فردی که در فهرست افراد نامطلوب سازمان امنیت سوریه بود، دستگیر شده و مدت‌ها طول کشیده تا بتوانند ثابت کنند که آن فرد مورد نظر نیستند.

در چنین کشوری، تصور انقلاب در برهه‌ی زمانی خاصی هیچ‌وقت دور از انتظار نبود. هیمنه‌ای که سوریه در کشورهای مجاورش داشت، دمشق و رهبرانش را تبدیل به بازیگرانی اصلی در سیاست‌های منطقه کرده بود. همین هیمنه و سلطه‌ی بی‌بدیل بود که باعث می‌شد دمشق از هر فشار بین‌المللی خلاصی یابد و همیشه برگه‌هایی برای معامله در دست داشته باشد.

پرونده ترور رفیق حریری نخست‌وزیر سابق لبنان شاید بزرگ‌ترین مثال در این زمینه باشد. نظام سوریه توانست افکار عمومی مردم منطقه و فشارهای سهمگین غرب را دور زده و از دروازه فرانسه بار دیگر به مجامع جهانی بازگردد.

کافی بود تا سوریه اراده کند تا لبنان، عراق، مرزهای ترکیه و همچنین گروه‌های فلسطینی به هم ریخته و معادله را در منطقه تغییر دهند. سوریه همچنین کشوری بود که در معادلات غربی نیز نقشی غیر قابل انکار داشت. پراگماتیک بودن نظام حاکم بر سوریه باعث می‌شد تا در بسیاری مواقع نقش میانجی را میان ایران و غرب ایفا کند. این آمریکا بود که در اوایل دهه هشتاد از سوریه خواست تا برای کنترل اوضاع در لبنان جنگ‌زده، ارتش خود را وارد این کشور کند و همین سوریه بود که در همان روزها، فشاری بی‌امان بر ایران به عنوان هم‌پیمان استراتژیک خود وارد کرد تا به روند گروگان‌گیری اتباع غربی در لبنان خاتمه دهد.

سخنان امروز بشار اسد با توجه به آن هیمنه‌ی تاریخی بر همسایگانش اصلا عجیب نبود. رهبری که دو سال قبل با اطمینان تمام، بهار عربی را یک بیماری خواند که هرگز به کشورش نخواهد رسید و تنها دو ماه بعد بود که شراره انقلاب مردمی، این کشور را نیز در هم نوردید.

با این حال، اسد یک اشتباه تاریخی مرتکب شد و در زمانی که انقلاب هنوز مسالمت‌آمیز بود، صدای آن را نشنید و متفکران و صاحبان اندیشه را قلع و قمع کرد تا انقلاب به شکل طبیعی در مسیری دیگر بیافتد. اکنون که بسیار دیر شده، می‌گوید که «این انقلاب نیست. انقلاب متفکر دارد. شما کجای این انقلاب متفکر می‌بینید» و به یاد نمی‌آورد که این خودش بود که متفکران انقلاب را فراری داده و از کار انداخت و مردمش را به آن درجه از خشم و استیصال رساند که چند دقیقه پس از خاتمه حرف‌های امروزش از کشورهای غربی بخواهند که نیروی نظامی به سوریه ارسال کرده و آنها را نجات دهند.

انقلاب سوریه، متفکر ندارد؛ که اگر داشت هرگز گمان نمی‌کرد نیروی نظامی غربی برایش آزادی به ارمغان می‌آورد. بشار اسد به زودی سقوط خواهد کرد، اما انقلاب سوریه تا سالیان دراز خاتمه نخواهد یافت. سالیانی طول خواهد کشید تا گروه‌های پر اختلاف سوری، طلبکاری خود از انقلاب و کشور را پشت سر گذاشته و صدای متفکرانی چون «میشل کیلو» بار دیگر شنیده شود.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 2013/01/06 در جهان عرب

 

برچسب‌ها: , ,

انتخابات مصر و قواعد یک بازی دموکراتیک

fc20f613973747d0e8f50db1ec06727e_XL

از جمله نخستین دستاوردهای دموکراسی، برگزاری انتخابات آزاد و تن دادن بازنده به رایی است که برنده کسب کرده. انقلابی در مصر انجام شد که در نتیجه‌ی آن، احزاب اسلام‌گرا به قدرت رسیدند. ظرف یک سال گذشته نیز دو همه‌پرسی در مصر برگزار شد که در نتیجه‌ی یکی، محمد مرسی نامزد اخوان المسلمین به ریاست جمهوری انتخاب شد و در دومی، پیش‌نویس قانون اساسی تنظیم شده توسط کمیته‌ای که اکثریت آن را اسلام‌گرایان تشکیل می‌دادند؛ با 63 درصد آراء تصویب شد.

قواعد بازی دموکراتیک ایجاب می‌کند که دیگر احزاب و گروه‌های بازنده (که اکثرا نیز در زمره احزاب لائیک و میانه‌رو هستند) سکوت پیشه کرده و خود را برای مراحل بعدی آماده سازند؛ اما این اتفاق در مصر نیافتاد.

نگاهی به آمار به جا مانده از همه‌پرسی قانون اساسی، برخی نکات را برجسته می‌سازد:

ـ میزان شرکت‌کنندگان در این همه‌پرسی تنها 36 درصد واجدان شرایط رأی‌دهی را شامل شد.

ـ از این میزان؛ 37 درصد به پیش‌نویس قانون اساسی رأی منفی دادند و بدین ترتیب قانون اساسی مهم‌ترین کشور عربی با رأی مثبت تنها 22 درصد مردم مصر به تصویب رسید.

ـ در فاصله زمانی انتخابات ریاست جمهوری و همه‌پرسی قانون اساسی، طبق آماری که شبکه الجزیره اعلام کرده و علیرغم تمامی تظاهرات اعتراض‌آمیزی که برگزار شد، محبوبیت محمد مرسی در 25 استان مصر افزایش یافته و در قاهره و اسکندریه به عنوان کانون تمرکز مخالفان اخوان المسلمین، تنها یک درصد سقوط داشته است.

ـ انتخابات ریاست جمهوری مصر با حضور ناظران بین‌المللی برگزار شده و گزارشاتی که از تخلف در انتخابات منتشر شد، به آن اندازه قابل توجه نبود که کلیت صحت انتخابات را زیر سوال ببرد.

نتیجه‌گیری بسیار ساده است: مردم مصر در یک روند تقریبا دموکراتیک، دولت اسلام‌گرا را برای خود انتخاب کردند و از انتخاب خود نیز راضی هستند. آن درصد بسیار قابل توجهی (اکثریت) نیز که در رأی‌گیری شرکت نکردند، خود را از مشارکت در تصمیم‌گیری برای آینده کشورشان محروم کردند و این تجربه نیز به هیچ وجه قابل مقایسه با تجربه انتخابات مختلف در ایران و مبحث تحریم یا عدم تحریم انتخابات نیست.

به نظر می‌رسد آن گروهی از ایرانیان که به نتیجه این انتخابات اعتراض داشته و مصر را دچار سرنوشتی مشابه انقلاب ایران می‌بینند و هر چه در توان دارند را برای خدشه‌دار کردن چهره اسلام‌گرایان در مصر برای مخاطبانشان به کار می‌برند، در صورتی که در کشور خودشان نیز روزی انتخابات آزاد برگزار شود و نتیجه‌ی آن بر خلاف میلشان باشد، به آن تن نخواهند داد.

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 2012/12/26 در جهان عرب

 

برچسب‌ها: , , ,